<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>...تو را من چشم در راهم</title>
<link>https://chashmdarraham.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 29 May 2018 18:08:47 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>دوباره از نو</title>
<link>https://chashmdarraham.blogfa.com/post/576</link>
<description>سلام داداش جانم دوباره برگشتم همینجا، اومدم بازم حرف بزنم برات، بگم که هنوز چشم انتظارتم ، هنوز صدای خنده هات تو گوشم این مدت ازت دور بودم ببخش نه اینکه حرفی نداشته باشما نه ، دست و دلم به نوشتن نمیرفت ولی انگار محرم تر از اینجا جایی نیست یا شایدم کسی نیست که بیاد بپرسه حال دلت چطوره باران؟ چی میکشی داداشیت نیست؟ چرا حرف نمیزنی باران؟ روزها میگذره داداشی ولی نمیدونم خوب یا بد فقط میدونم هنوزم وقتی کسی اسمت رو میاره منو مامانی میشیم بغض...</description>
<pubDate>Tue, 29 May 2018 18:08:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>chashmdarraham</dc:creator>
<guid>chashmdarraham.blogfa.com/post/576</guid>
</item>
<item>
<title>9 سال گذشت</title>
<link>https://chashmdarraham.blogfa.com/post/575</link>
<description>طرفای ساعت 7 عصر بود که چشم انتظاریم شروع شد،که من نگاه کردم و بقیه گریه میکردن داداش سعید 9 سال گذشت و من میدونم که بر میگردی... 7 آبان 96</description>
<pubDate>Sun, 29 Oct 2017 06:24:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>chashmdarraham</dc:creator>
<guid>chashmdarraham.blogfa.com/post/575</guid>
</item>
<item>
<title>برمیگردم</title>
<link>https://chashmdarraham.blogfa.com/post/574</link>
<description>باید برگردم همینجا،یه عالمه حرف نگفته دارم</description>
<pubDate>Wed, 18 Oct 2017 12:43:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>chashmdarraham</dc:creator>
<guid>chashmdarraham.blogfa.com/post/574</guid>
</item>
<item>
<title>احوالپرسی</title>
<link>https://chashmdarraham.blogfa.com/post/573</link>
<description>خیلی وقته که اینجا نیومدم نه اینکه کسی رو فراموش کرده باشم یا درد و دلم با داداش تموم شده باشه مشغله های زندگی بهم اجازه نداد که بیام دلم واسه همتون تنگ شده حالم خوبه .راستش نمیدونم زندگی داره خوب میگذره یا بد اما هنوز دنبال داداش میگردم داداش آرش ممنون که هنوز حواستون به من هست نینا جان تو اینستا هستم واسم ایمیلی یا شماره بذار.من هیچ وقت توی مهربون رو فراموش نمیکنم بیتا جونم هنوز یادم به خنده هات میفته و شیطنت هات دلم واست ضعف میره مسافر مهربون همه چی</description>
<pubDate>Wed, 14 Jun 2017 14:00:45 +0330</pubDate>
<dc:creator>chashmdarraham</dc:creator>
<guid>chashmdarraham.blogfa.com/post/573</guid>
</item>
<item>
<title>7 آبان 1395</title>
<link>https://chashmdarraham.blogfa.com/post/572</link>
<description>نمیدونم کی بود بهم گفت خواب دیدم داداشت بعد 10 سال برمیگرده ولی داداش دیگه بسه،8 سال هم خیلی زیاده،داداش سعید چشم به راهی سخته</description>
<pubDate>Thu, 27 Oct 2016 18:07:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>chashmdarraham</dc:creator>
<guid>chashmdarraham.blogfa.com/post/572</guid>
</item>
<item>
<title>امشب</title>
<link>https://chashmdarraham.blogfa.com/post/571</link>
<description>دختر مهربون شش هفتم یا خواهر کوچولوی هنرمند من میگه آدم باید یه جایی دیگه زورش به خودش برسه و کمرشو صاف کنه و بره دنبال آرزوهاش .... کاش میتونستم ...کاش میتونستم دل بکنم و برم...کاش میتونستم چشمامو ببندم و بگم دیگه میخوام واسه خودم زندگی کنم نه نمیشه سعی کردم نشد...چقدر دلم غصه داره داداش سعید از یه جایی به بعد دیگه جونی هم نداری که حرف بزنی تا آرووم شی بد نیستم داداش سعید خوبم ،خوشحالم که دوباره عمه شدم و داداش دومی این روزا خیلی خوشحاله چند وقت پیش به</description>
<pubDate>Tue, 02 Feb 2016 18:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>chashmdarraham</dc:creator>
<guid>chashmdarraham.blogfa.com/post/571</guid>
</item>
<item>
<title>2 تا فرشته هدیه خدا...</title>
<link>https://chashmdarraham.blogfa.com/post/570</link>
<description>یک سال و یک ماه از عمو شدنت گذشت عمو سعید اینبار فرشته های داداش دومی اومدن روی زمین اما دروغ چرا این 2 تا هدیه ی خدا هم نتونست اشک و از چشمامون پاک کنن 94/11/11 آراد و بهراد به جمع ما اضافه شدن تا تو عمو سعید 3 نفر باشی راستی ماهان کامل تورو میشناسه هر جای خونه که باشی و بگی عمو سعید کو؟ میره جلوی عکست می ایسته و میگه اینه</description>
<pubDate>Sun, 31 Jan 2016 17:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>chashmdarraham</dc:creator>
<guid>chashmdarraham.blogfa.com/post/570</guid>
</item>
<item>
<title>سفر تکیه گاه</title>
<link>https://chashmdarraham.blogfa.com/post/569</link>
<description>داداش سعید سلام چند روز بغض گلوم رو گرفته و به خاطر مامان آرومم نازنین مریم این روزا عزاداره،امروز مریم تو پدرش رو برای همیشه سپرد به خدا امروز نازنین مریم تو چندین برابر آبان 87 داره صدات میزنه، امروز مریم تو تنها مونده امروز من و مامانی بغض کردیم واسه تنهاییش ، واسه مریمی که الان تو رو نداره تا آروومش کنی داداش سعید دلتنگیم هممون.....</description>
<pubDate>Sun, 10 Jan 2016 13:31:32 +0330</pubDate>
<dc:creator>chashmdarraham</dc:creator>
<guid>chashmdarraham.blogfa.com/post/569</guid>
</item>
<item>
<title>7 آبان 94</title>
<link>https://chashmdarraham.blogfa.com/post/568</link>
<description>هفت سال... به زبون خیلی ساده است هفت سال... ولی هیچکی نفهمید این خواهر چی کشید تو این هفت سال چقدر هق هق کرد و داد زد خدا داداشمو برگردون خدایا!!!!! اگه قرار بود امتحانمون بکنی این 7 سال بسه باور کن بسه دیگه جونی ندارم نذار این هق هق همیشگی بشه،نذار بغض تا ابد تو صدام بمونه...</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2015 14:01:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>chashmdarraham</dc:creator>
<guid>chashmdarraham.blogfa.com/post/568</guid>
</item>
<item>
<title>عمو شدنت مبارک...</title>
<link>https://chashmdarraham.blogfa.com/post/566</link>
<description>سلام عمو سعید آره عزیز دلم عمو شدی دیروز 1/1/2015 میلادی ، 11/10/1393 شمسی و 10/3/1436 قمری یه پسر دوست داشتنی به خانواده اضافه شد تا من هنوزم که هنوز تنها دختر خونه باشم ماهان کوچولو اومد تا یکم حواس مامان اینا پرت بشه ولی مامان اینا میگن کپی کوچیکیای توئه ... میدونم میای و خودت از نزدیک میبینیش اما اینم عکس عشق عمه...</description>
<pubDate>Fri, 02 Jan 2015 15:14:26 +0330</pubDate>
<dc:creator>chashmdarraham</dc:creator>
<guid>chashmdarraham.blogfa.com/post/566</guid>
</item>
</channel>
</rss>
