عاشق
دیدی این عاشقا رو که وقتی از عشقشون حرف میزنن بدنشون داغ میشه و لپاشون گل میندازه؟
اونجوری شدم الان باورت میشه؟
تصور اینکه وقتی اومدی و اولین بار دیدمت باید چیکار کنم؟اینکه فقط خودمو توی بغلت قایم میکنم و تو مثل همیشه
دستاتو دورم حلقه میکنی و من دیگه از هیچی نمیترسم
از تصور نگاه مهربونت شدم عین همون عاشقا
ولی خب منم عاشقم از یه نوع دیگه، یه عاشق که بدون برادرش هیچ ِ
داداش سعیدم حالم خوبه و هر روز بهتر میشم، بهت دروغ نمیگم امروز هم چشمام پر اشک شد ولی از خوشحالی.
همه ی این روزها آروومم و دلم روشن،انقدر روشن که دارم برنامه ریزی میکنم برای روز اومدنت.