برادر 38 ساله ی من تولدت مبارک
آبان سال 88 بود که با ساز دهنی تولدت رو جشن گرفتیم اما حالا من تنهام با یه دل داغون و حالی آشفته
که با عکسای تو واست آهنگ میخونم و تولد میگیرم

دوستت دارم تولدت مبارک.
♥ نوشته شده در ساعت توسط باران:
آبان سال 88 بود که با ساز دهنی تولدت رو جشن گرفتیم اما حالا من تنهام با یه دل داغون و حالی آشفته
که با عکسای تو واست آهنگ میخونم و تولد میگیرم

دوستت دارم تولدت مبارک.
من
اینجا
خیره به جاده مانده ام ،
و تو از دور پیدایی...
دلم میخواهد راه را و تو را یکباره سر بکشم تا تمام شود این دو راهی ها ،
انگار کوه ها هم سرما خورده اند و نمی توانند صدایت را بازگردانند ،
و پشت سرت انبوهی میشود از اجساد خاطرات گذشته...
با این حال
همچنان مانده ام میان این همه ناتمامی
کدام راه را بروم
تا تو را در خود تمام کنم...
داداش سعید ۶ سال واسه دل این دختر کوچولو خیلی زیاده...دیگه برگرد
۷ آبان ۸۷