7 آبان 93
من
اینجا
خیره به جاده مانده ام ،
و تو از دور پیدایی...
دلم میخواهد راه را و تو را یکباره سر بکشم تا تمام شود این دو راهی ها ،
انگار کوه ها هم سرما خورده اند و نمی توانند صدایت را بازگردانند ،
و پشت سرت انبوهی میشود از اجساد خاطرات گذشته...
با این حال
همچنان مانده ام میان این همه ناتمامی
کدام راه را بروم
تا تو را در خود تمام کنم...
داداش سعید ۶ سال واسه دل این دختر کوچولو خیلی زیاده...دیگه برگرد
۷ آبان ۸۷
♥ نوشته شده در ساعت توسط باران: