غیبت
امروز زن دایی اومده بود اینجا
زنِ دایی بزرگه که فوت شد
خیلی بهمون سر میزنه
با اینکه راهش دوره
میگه میخوام جای خالیه دایی رو زیاد احساس نکنین جایی دایی میام به خواهرش سر میزنم
کلی غیبت کردیم
ولی غیبت خوب
خب داداشی دعوام نکن میدونم غیبت خوب نیست
دل منو مامان خیلی پر بود درد ودل کردیم بعد آخرش دیدیم شد غیبت
داداشی دوست داریم
یه عالمه از تو گفتیم
از خوبیات و خنده هات که دلم براشون پر میزنه
دارم میرم همون شهر خودمون
کلاس دارم و امتحان
تونستم میام باهات حرف میزنم
دوست دارما
بوس
♥ نوشته شده در ساعت توسط باران: