بخند....

 

یادم میاد همیشه می خندید

هم خودش می خندید هم بقیه رو به خنده وادار می کرد....

دوست دوران دبیرستانم رو میگم گرچه هم رشته نبودین ولی دوست صمیمی بودیم....

هر وقت میدید یکی از غصه هاش میگه و گریه میکنه

می گفت: می خوای از خودم واست بگم تا دیگه غمت یادت نیفته؟

گریه همیشه هست،بخند....

یه روز از یه جایی اون غم بزرگش به گوشم رسید....

تک فرزند خانواده،پنجم دبستان بود که مجبور شد بین پدر و مادرش یکی رو انتخاب کنه و ...

می خندم ولی خیلی خنده هام مصنوعی شده.....

داداش سعید بیا و امشب بغلم کن

♥ نوشته شده در ساعت توسط باران:

Design By : Bia2skin.ir