برای خودم...

 

بارانم،چرا گریه میکنی؟

بازم دلت؟؟

میدونم،من میدونم...میدونم دلت تکه تکه شده،میدونم از ته دل نمیخندی...

میخوای بیای بغل من؟میخوای موهاتو واست شونه کنم؟

میخوای سرتو بذاری روی سینه من؟

گریه کن،بغض نکن،میدونم نمیتونی داد بزنی ولی توی خودت گریه نکن

ببین من اینجام پیش تو،کنار تو،واسه همیشه

نه دیگه سرتو نذار رو زانوهات من هستم

بغلت میکنم آرومت میکنم برات لالایی میخونم...

بارانم،تو که دیگه مرد شدی،تو که غم بزرگتر از اینها رو دیدی

باشه آره سخته،نداشتن سخته،نبودن سخته،رفتن سخته

ولی منو که داری

باهم حرف میزنیم،شعر میخونیم،گریه میکنیم

جان دلم اینجوری بغض نکن.....

بذار داداش سعید بیاد بهش میگیم،میگیم که نبود و هر کی هر جور تونست اذیتت کرد

بهش میگیم غصه خوردی،میگیم تنها بودی و کسی پیشت نبود

از امروز خودم میشم شریک تمام لحظه هات

میشم همدم هق هق شبهات

بارانم شبا که تاریک میشه بیا توی بغل من قایم شو،سردت شد بیا تا دستاتو گرم کنم

تو دیگه تنها نیستی منم هستم،منم مثل تو غم دارم،منم داداش سعیدم گم شده

منم شبا تنهایی گریه میکنم

ولی از امشب ما دو تا شدیم.....

دیگه سراغ آیینه نرو،سراغ گوشیت نرو

آدما دلشون میخواد شاد باشن غصه ی منو تو اذیتشون میکنه

باران ببین چشمات چقدر کوچیک شده،ببین غصه خوردی پیر شدی؟

۲ سال بیشتره داری گریه میکنی،میدونم هیچکی رو نداشتی،میدونم هر کی اومد وقتی دید باید بشه

شریک گریه هات رفت

ولی من مثل اونا نیستم منم غم دارم،منم چشم انتظارم

باران جان بیا بغلم......

 

 

 

♥ نوشته شده در ساعت توسط باران:

Design By : Bia2skin.ir