شرمنده م...

 

منو ببخشید

گاهی اوقات همه چیز از توان تحمل من بیشتره

حرفهای آدما،قیافه به ظاهر مهربونشون،متلک هاشون،دروغ هاشون

گاهی اوقات بیش از حد دهنم میسوزه

گاهی اوقات بیش از حد مراعات نشکستن دل آدما رو میکنم

گاهی زیادی نگران آدما میشم

و وقتی می فهمم که اشتباه کردم مجبور میشم سکوت کنم

این بار برای تو سکوت نکردم داداشی

این بار از خودم دلم گرفت...

+دیروز مهسا منو برد بیرون که دلم باز شه وقتی برگشتیم و از اتوبوس واحد پیاده شدم خوردم زمین و زانوم پاره شد.هنوز نمیتونم درست راه برم

+شماره خونه داداش سعید به اسم خودش سیو شده.دیروز وقتی زن داداش از خونه به من زنگ زد فکر میکنم مدتی رو منتظر جواب دادن من موند،چون چشمام روی اسم سعید خشک شده بود.

+منو ببخشین که نگرانتون کردم.حال روحی خوبی ندارم

♥ نوشته شده در ساعت توسط باران:

Design By : Bia2skin.ir