از این شماره نوشت ها...

 

۱.رفتم زبان ثبت نام کردم

۲.رفتم یک سری از کتابهامو گرفتم که مثلا درس بخونم

۳.یکی از کتابهام عین شاهنامه بود انقدر شیک بود بشتر به درد هدیه دادن میخورد تا پاس کردن اونم تازه ۲۵ هزار نا قابل،من هم رفتم و حذفش کردم خوشم شد

۴.دیروز دیوارهای اتاق ۶در ۴ خود را تمیز کردم الان دستام به اختیار خودم نیست

۵.دیشب از دست مامانی دلخور شدم و گریه کردم ولی صبح یادم رفت

۶.به عالم و آدم دیروز گفتم مراقب خودشون باشن جز داداشا

داداش سومی سر کار خودش را با آب جوش سوزونده،پاشه خیلی هم بد سوخته منم که یدونه خواهر و لوس ،تا دیدم زدم زیر گریه

۷.چهارشنبه سوری به اجبار برادرها رفتیم باغ یکی از دوستان داداش دومی یه ۲۰ نفری بودیم

خوب بود خوش گذشت تنها دختری بودم که از روی آتیش پرید و الان خیلی پاهام درد میکنن آخه آتیش خیلی بزرگ بود داداشا هم منو لر به غیرت کردن پریدم

۸.راستی امید هم اومده

۹.فردا عید آناست میریم روستا تا جمعه

۱۰.من رفتم که کلی کار دارم داداشی.دوست دارم مثل همیشه

♥ نوشته شده در ساعت توسط باران:

Design By : Bia2skin.ir