لیله الرغائب...

 

فردا اولین  شب جمعه ی ماه رجب ِ.شب آرزوها...

آخر آرزوهای قشنگتون داداش سعید منو یادتون نره...

 

بعدا نوشت:

حبیب: آجی من بگم شب آرزوها چی آرزو کردم؟

بگو جونم.

حبیب: اول گفتم داداش سعید زود بیاد،بعد گفتم آقا جون خوب بشه،بعد گفتم همه ی عموها با هم با قطار بریم مشهد،بعدم گفتم تو و آجی مهسا هر نمره ای که دلتون میخواد بیارید.آجی من دعا کردم امروز امتحانت ۲۰ میشه

خدا جون قربون اون بزرگیت صدای حبیب رو بشنو و سعیدم رو برگردون

♥ نوشته شده در ساعت توسط باران:

Design By : Bia2skin.ir