خبر....
چند روز پیش سر کار بابا اینا یکی از کارگرها رفت زیر غلطک و جون خودش رو از دست داد.یادم میفته
سردرد میگیرم
دو روزه دارم لباس اتو میکنم ۱۶ تا پیراهن مردونه و ۶ تا شلوار
توی این چند روز ۵ تا پتو شستم
امروز چون ماشین لباسشوئی کار نمیکرد مثل زمان های قدیم در تشت و با دست لباس شستم
دیروز حین اتو کردن لباسها به مامانی گفتم چرا من خواهر ندارم و زدم زیر گریه
دیشب مامانی سر سجاده به خدا گفت دلت واسه من نمیسوزه واسه باران بسوزه داداشش رو برگردون
توی چشمای من نگاه میکنه میگه چند درصد احتمال میدی سعید بیاد ؟میگم ۱۰۰ درصد
میگه به واقعیت اعتقاد داری؟؟؟؟دلم میخواست خفه ش کنم
و اینکه متاسفانه دیروز فهمیدم خانم لیلا اسفندیاری هم مثل داداش سعید توی کوههای هیمالیا سقوط
کرد و اینکه جسدش معلومه اما انقدر جاش خطرناکه که نمیتونن برن بیارنش....
خدایا صبر بده.صبر