آرزوهام رو خاک کردم...

 

داداش سعید من گریه کردم و با دستای خودم آرزوهام رو توی باغچه خاک کردم...

دیگه هیچ آرزویی جز تو و خوب شدن مامان ندارم...

دیگه توی چشمام جز تو و مامان هیچکی و هیچی نیست...

داداش من گریه کردم وقتی گذاشتمون زیر خاک...داداشی من گریه کردم...

 

♥ نوشته شده در ساعت توسط باران:

Design By : Bia2skin.ir