باران ببار/مرا به یاد من بیار

 

+نتونستم ننویسم...هر بار میخونمش آرووم میگیرم و امشب از اون شباست که نیاز داشتم به حرفاش...

این نوشته در مورد خداست برای من...نیایش عاشقتم...

بارانم،

چگونه برایت بگویم آنچه را خواسته ای، که همهء من برای تو همان است که خواسته ای!

چگونه صدایت کنم، به چه نامی صدایت کنم که بهار شیرین و با طراوتِ حضور تو ، مرا زندگی آمیز ترین و لطیف ترین باران بهاری است!

باران بانو!

چگونه برایت بخوانم آن سرود نابی از زندگی و آرامش را ، هنگامی که تو آرام ترین بارانی برای کویری ترین لحظه هایم؟!

چگونه در آغوشت گیرم آن زمان که آغوش مرا آرامی جز آغوش ِ سادگی تو نیست؟

باران محبوب من!

میخواهم برایت از خدای گویم ...

خدا را، خدا را ...

 خدا را باید جست. همین اطراف!

شاید روی میز کنار گلدان یا قندان! یا حتی کنار فنجان قهوه!

قهوه که ظاهرش شیرینی و تلخی اش را نشان نمی دهد، می دهد؟

شاید همین نزدیکی ها؛ در قنداق بچه ای که با شوخی های مادر ریسه می رود!

شاید کمی آن طرف تر!

در اشکای بچه ای  که از دردی کهنه ... در بیمارستان ... دکتر ها می گویند امیدی نیست ...

خدا را ؛ خدا را ...

خدا را باید بویید. همین حوالی!

در شالیزار، در لاله زار!

در کویر، در کوهستان!

بوی خلوص، بوی حضور!

بوی انتظار، بوی خلاء!

خدا را باید خواند. بسیار ساده و آرام!

و البته آرام آرام!

باران دل نازک من!

خدا را باید گاهی شنید.

چگونه؟ در چه؟

تصور کن ... صدای پای مسافری را که از راه دور می آید، که آرام می آید، با لبخند.

که بعد از روزگاران می آید. که ... چه فرق می کند؟! فقط می آید!

بارانم می شنوی؟! من که می شنوم!

در صدای خنده های آسمانی دخترک، که مسافر برگشته از سفرش را می بیند

– مسافر انگار کوله باری از سعادتی سعیـــــــد به همراه دارد!-  ....

باران بانو کجا بودم؟! رشته کلامم رها شد! آها،

در صدای خنده های دخترک صدایی دیگر می شنوم. تو هم می شنوی؟!

صدای خداست که می آید! آری؛

صدایش می آید!

بارانم

باران من، باران من ... آه باران من!

آه که چقدر این روزها نیایشت، به طراوت باران نیاز دارد ...

می دانی باران بانو؟!

خداوند؛ همین خدای خودمان را می گویم؛

باران را دوست دارد.

نیایش را هم دوست دارد.

اما به گمانم،

عاشق نیایش در باران باشد!

یا عاشق نیایش ِ باران

یا عاشق بارانی که نیایش زمزمه می کند ...

می بینی؟!

من و تو از هم جدا نیستیم.

کافیست امتحان کنی!

 

خدایا بار خدایا!

دلم باران،

دستم باران،

دهانم باران،

 چشمم باران؛

 

این بار برای باران ،

برای باران ها!

 

برای سعید ،

برای سعید ها!

 

  برای باران

                                              نیایش ِ باران

♥ نوشته شده در ساعت توسط باران:

Design By : Bia2skin.ir