بزرگیتو شکر

 منو پشت در اتاق عمل یادت میاد؟یادته چه جوری اسمتو صدا میزدم و اشک میریختم

آهای خدا خواستی بزرگیتو به این بچه نشون بدی؟

نمیگم خونش از بچه های بقیه آدما رنگین تره اما تو از پاکی دلش خبر داشتی

میتونستی سلامتیش رو به خاطر دلش تضمین کنی

میدونی وقتی علی دست کرد توی موهاش و یه عالمه مو اومد تو دستش و یه تیکه از سرش خالی شد

چه حالی داشت؟

میتونی حال منو بفهمی وقتی علی رو بازم با سر تراشیده دیدم و با اشک تو چشماش بهم گفت موهام

ریخت

خدا به اون همه بزرگیت قسمت میدم تمومش کن دیگه

میدونم که دوباره بهمون بخشیدیش میدونم به خداوندی خودت میدونم

اما این کارو هم باهاش نکن.

♥ نوشته شده در ساعت توسط باران:

Design By : Bia2skin.ir