برگشتن از سفر
از سفر واسم یه گلدون موند با گلای قرمز که گذاشتم روی میزم و
با عشق بهش چشم میدوزم تا بازم گلاش باز بشه
و مدارک و عکس و گواهینامه و کارت بانک و سیم کارت و چیزای دیگه ای که مربوط به تو میشه
و نازنین مریم دور از چشم مامان اینا بهم داد .
بازم نتونستم دوستام رو ببینم و شاید هیچ وقت نتونم
اما بدون اغراق میگم که توی همه ی لحظه هام دعاتون کردم و همیشه دوستتون دارم.
♥ نوشته شده در ساعت توسط باران: