اهنگ انتظار و پناهنده سیاسی
از کدومش واست بگم که دلم داره میترکه از پناهنده سیاسی شدن تو یا از گم شدن ۳ تا کوهنورد و تکرار روزای تلخ انتظار ؟؟؟
تو بیهوش شدی و نتونستی از کسی کمک بگیری اما این ۳ تا کوهنورد چی؟اینا که بارها زنگ زدن و کمک خواستن
حتی حاضر نیستم یک لحظه حال خانواده هاشون رو تصور کنم دارم دیوونه میشم
خدایا التماست میکنم نذار ۳ تا خانواده عین ما چشم به در بدوزن
زن داداش میگه دیگه اون باران شیطون نیستی میگه آرووم و کم حرف شدی ، همش توی خودتی دلت نمیخواد توی جمع باشی
آخه وقتی داری توی روزای بد انتظار و بی خبری زندگی میکنی آدمای اطرافت میبینن انگار یکم از دردت کم شده شروع میکنن داغ دلت رو تازه کردن
این روزها توی اطرافیان و آشناهای من حرف اینه که سعید پناهنده سیاسی شده و اینکه نازنین مریم همش میره خارج از کشور و بر میگرده میره به شوهرش سر میزنه
خسته شدم دیگه جون ندارم بشینم واسشون توضیح بدم که قبول سعید پناهنده شده چرا نازنین مریم نمیره پیشش بمونه؟چرا مامان من هر روز داره داغون تر میشه؟چرا من دلم برای صدای داداشم لک زده؟
ازتون متنفرم که جای مرهم شدن فقط بلدین زخم بزنین
از شمایی هم که فقط به فکر اسم و رسم و افتخارین واسه خودتون نه به فکر بچه های مردم توی اون کوههای لعنتی متنفرم