مصدوم آماده ست

هی گفتی چشمات خوهشله

تا کور شدم

خب درد میکنه

فقط ورم کرده

انقده درد میکنه

رفتم جلوی مامانی میگم مامانی از اینا که میذارن رو چشاشون چیه من از اونا میخوام

گفت زشته یکی میبینه میگه چی شده

امیدم پیشم بود

گفتم خب میگم امید زده پا چشمم کبود شده

مامانی گفت زشته باران نکن

رفتم یه چسب بزرگ کندم زدم روی چشمم

گفتم ماشا الله ماشاالله این دختر چشمم نداشته باشه خوهشله

شدم مثل دزدای دریایی

مامانی هم هی میخندید

بهش گفتم چته خوشحالی کور شدم

گفت نه مامانی خوشگل شدی

بابا طبقه پائین بود

تا از پله ها اومد بالا شروع کردم کولی بازی

وای چشمم،آی چشمم،چقدر درد میکنه

اما بابا نگامم نکرد

رفتم بالا سرش گفتم بابایی انگار پشه روت نشسته اما بازم نگاه نکرد

با داد گفتم باباااااااااااااااااااااااا

گفت جان

گفتم چشمم درد میکنه

گفت خوب میشه بابایی

منم گفتم قربانت خداحافظ

به مامانی گفتم حالا که رفتم چشممو در آوردم جاش چشم گاو گذاشتم اونوقت میفهمین باید لی لی به لالام بذارین و

رفتم جلو آیینه

هی نگاه کردم و بلند بلند حرف زدم

آره من که میدونم دیگه کسی نمیاد منو بگیره

من یه چشم ندارن

مامانی دخترت ترشید

خدا این چه بلایی بود سرمون نازل کردی

خدایا مگه من چه کرده بودم

خدااااااااااااااااااااااااااااا

دیگه دانشگاه هم نمیتونم برم باید بشینم خونه اینجوری بشم

بله دیگه حالا دخترای فامیل با دمشون گردو می شکنن

سعید چشمم درد میکنه

خب یکی بیاد ناز منو بکشه

هی رفتم جلو امید میگم امید ببین من کامل کور شدم یا هنوز مونده

امیدم یه ذره نگاه کرده

گفت وای باران چشمت داره از کاسه در میاد

کبود شده

الانه که مردمکش بزنه بیرون

دستتو بگیر جلوی چشمت که رو زمین نیفته

حالا هی منو مسخره کنید تا نوبت منم میشه

راستی رها جون ،بیتا جان

انقده گفتین بغل بغل

که منم بغلی شدم

دلم بغلللللللللللللللللللل

♥ نوشته شده در ساعت توسط باران:

Design By : Bia2skin.ir