خواهر
منم دلم خواهر
دیشب به مامانی با خنده گفتم چرا من خواهر ندارم و زدم زیر گریه
مثل ابر بهار اشک ریختم
توی فامیل فقط منم که خواهر ندارم
چرا کسی نیست من بغلش کنم؟
چرا خواهر ندارم با هم بریم بیرون
توی اصفهان یه دوست دارم که اونم عقد کرد دیگه واسه من وقت نداره
خیلی تنها موندم
داداش دومی که زن گرفت خوشحال شدم گفتم میاد پیشم میشه خواهر
اما...
همش جوری برخورد میکنه که انگار من هووشم
به خدا چون خواهر نداشتم زن داداشام رو خیلی دوست دارم
زن سعیدمون حرف نداره
خیلی مهربونه
منو خیلی دوست داره
واسم مثل خواهر اما خب دوره
من دلم خواهر
خواهر دوست سعید دیروز بهم زنگ زده میگه میخوای بشم خواهرت؟
ولی خب اونم دوره
من دلم خواهر
ای خدا من دلم خواهر
کاش خواهر داشتم
حالا انقد میگم خواهر تا حالتون بد شه
ولی به من چه من دلم خواهر
آخه وقتی میبینم توی این جریان خواهر های مامانم تنهاش نذاشتن دلم میسوزه
وقتی میبینم یکی جلوی من میگه آبجیم فلان آتیش میگیرم
من یعنی باران د لم خوا هر
نمی دونم چند بخشه ولی من دلم خواهر
یکی از یه جا زود یه خواهر پیدا کنه
همین الان
دوستون دارم قدر خواهراتون رو بدونید
توی لحظه های غم خواهر میشه همه کس واسه ی آدم