تنهام
بابا و مامان هم رفتن روستا واسه تقسیم زمین ها
من موندم و غم و سکوت خونه
زنگ زدم مریم جواب نداد
زنگ زدم لیلا کار داشت قطع کرد
زنگ زدم نسترن تنها دوستم که اصفهانه اونم یکم حرف زد و کار داشت رفت
الان من باید به کی زنگ بزنم؟؟
وقتی دلم میگیره باید با کی حرف بزنم؟؟؟
از صبح تنهام
داره بارون میاد
میخوام برم زیر بارون برای اومدن دعا کنم
چند وقت پیش انقدر دلم گرفته بود که نا خوداگاه اس ام اس زدم گوشیت
داداشی چرا رفتی که حالا من ندونم به کی زنگ بزنم؟؟؟؟
فکر کن چه حالی به من دست داد وقتی اسمت رو روی گوشیم دیدم
باران عزیزم،اینگونه آزارم نده،من هستم اما فقط چند قدم جلوتر،منو ببین که نگرانه توام و چشم به تو دارم که ببینم چگونه خوشبختی وشادی و پیروزی رو در آغوش میکشی
باران من شادم که تو کنار مامان هستی و امیدم به توئه که برای همیشه هوای مامان رو داری،
باران عزیر،من با شما هستم واگر میتوانستم همراهیتون میکردم،دوست دارم و به تو امیدوارم ،شاد باش
زن داداش با گوشیت جواب من رو داده بود
خدایا اون شب من چی کشیدم
باران،باران،باران
داداشی میدونی چند وقته صدات رو نشیندم؟چند وقته خنده هات رو ندیدم
هر چی بیشتر به عروسی داداش نزدیک میشیم دلم بیشتر میگیره
داداشی تنهام
میرم زیر بارون واست دعا کنم
دوست دارم
برای همتون دعا میکن
(راستی از این به بعد نظرات رو که تایید میکنم جواب هم میدم)