دختر بودنم دردسره!!
دیروز کل اصفهان رو با نسترن گشتم ولی دریغ از یه لباس خوهشل
آخر شب هم نامزد جونش اومد دنبالمون و اینا تا در خونمون همو بوسیدن و دل دادن و قلوه گرفتن و به قول خودشون تازه رعایت منو کردن
دلم خواست ولی سعیدم تو که اومدی سیر تو رو میبوسم
خلاصه اینکه الان اومدم تهران تا ببینم لباس گیرم میاد یا نه خدا کنه گیرم بیاد و دست خالی بر نگردم
دختر بودن هم دردسر
لباس و کفش و آرایشگاه و ...
وای خدا هنوز آرایشگاه پیدا نکردم
تک خواهر بودنم سخته ها اونم خواهر داماد
♥ نوشته شده در ساعت توسط باران: