خدایا می شنوی؟؟
از دهن مامان و بابا...
برادرا...
فامیلا....
بچه های کوچیکی که فقط یه تصویر مبهم ازت داشتن و با اون کلمات ناقصشون از خدا خواستن که
برگردی...
از اون خانم سرطانی که هر روز میومد خونمون تا ببینه پیدا شدی یا نه که بعد هم یه تصادف اونو برد
پیش خدا....
تمام دوستات که منو میبینن چشماشون پر اشک میشه...
دوستم و چندین نفر دیگه که موقع به دنیا اومدن بچه شون تو رو از خدا خواستن....
حالا هم یه پسر معصوم تنها که توی دنیا فقط خدا رو داره و بس...
آهای خدا هیچ کدوم رو نشنیدی؟؟توی این همه آدم هیچکدوم بی گناه نبودن؟؟؟هیچ کدوم رو دوست
نداشتی؟؟؟آخه این چه جور امتحانیه خداااااااااااااااااا؟؟؟


